شکوه حیرت انگیز تجربیات انسانی اینست که اگر محدودیت هایی برای فائق آمدن نداشت
لذت پاداش آن از بین می رفت.
اگر دره های تاریکی برای گذشتن وجود نداشت زمان رسیدن به قله ی کوه آنقدر لذتبخش
نبود.
" هلن کلر "
شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشته بودی... ولی حالا که دعوت شده ای زیبا برقص!
شکوه حیرت انگیز تجربیات انسانی اینست که اگر محدودیت هایی برای فائق آمدن نداشت
لذت پاداش آن از بین می رفت.
اگر دره های تاریکی برای گذشتن وجود نداشت زمان رسیدن به قله ی کوه آنقدر لذتبخش
نبود.
" هلن کلر "
اشتباه فرشتگان

درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود! پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید: جاسوس می فرستید به جهنم؟! از روزی که این آدم به جهنم آمده، مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت می کند و ... !!!
حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است:



با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم
افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند!



روزي مرد كوري روي پلههاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده ميشد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد."
روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده ميشد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم."
ن.گ:
وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترينها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
سعي کن خودت باشي ، گمشده واقعي تو تو را آنطور که هستي دوست مي دارد نه آنطور که خود
مي پسندد.
عشق در بستر ارتباط شکل مي گيرد ،پس سعي کن به آنکه دوستش داري نزديکتر شوي.
گمشده واقعي تو ابتدا عاشق سيرت توست بعد عاشق صورت تو ، بنابراين خيلي دربند ظاهر خود
نباش.
بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق ، پس سعي کن عاشقتر باشي.

ندیدن دلیل بر نبودن نمیشه! ما تا وقتی که گنجایشمون اندازه یه لیوان کوچیکه نمیتونیم وجود اقیانوسی خدا رو درک کنیم! وقتی که یه تصویر بزگ توی یه آیینه کوچیک جا نمیشه، میگی تصویر وجود نداره یا آیینه ظرفیت نداره؟! اگه یه آدم منطقی باشی میگی ظرفیت آیینه کمه! قضیه هم درست همینه! کدوم آیینه کوچیک بشری میتونه بزرگی عظمت خدا رو نشون بده؟!

پس بیا از حالا دیدت رو بازتر کن و سعی کن چیز های بزرگتری رو ببینی! نمیخوام جا نماز آب بکشم اما یه ذکری هست که خیلی برای خود من جالب و به قول معروف باحال بود! هم عربیش و هم فارسیش رو مینویسم، فرقی هم نمیکنه که کدومش رو به خاطر بسپاری! مهم اصل قضیه است! سعی کن اونو بگیری! کاری هم به دین و مذهب نگیر! اگه دلیل علمی میخوای، باید بهت بگم بعضی چیزها از نظر متافیزیک هم ثابت شدن که این هم یه موردشه! اگر هم یه دلیل میخوای که دلت راضی بشه، عشق! از عشق بالاتر نداریم! فعلا این ذکر رو داشته باش:
اللهُ ناظِری
خدا منو میبینه!

اصلا نترسی ها! اینکه خدا تورو میبینه دلیل بر محافظه کار شدنت نیست! فقط به این توجه کن که اگه میخوای سنگینی سایه و نگاه خدارو روی سرت احساس نکنی، باید تو هم نگاهش کنی و باهاش همدم بشی! نه اینکه ازش بترسی! چون ترس بعد از یه مدت برای آدم عادی میشه! وقتی تو هم نگاهت بهش بیفته دیگه بقیه کارا خود به خود درست میشه! لازم نیست تو کاری بکنی!

ببخشید اگه پرحرفی کردم و سرتو درد آوردم! میدونم خودت این چیزارو خوب میدونستی، فقط یه یادآوری کوچولو لازم بود! چشماتو باز کن! یادت نره! به امید دیدار!

خودت را دوست داشته باش تا به ديگران فرصت دوست داشتن بدهي.
براي عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.
عشق در بستر زمان شکل مي گيرد. پس بايد صبور باشی.
تا نگردي گمشده خود را نمي يابي و اگر هم بيابي قدر آن را نمي داني. پس هيچگاه از جستجو باز نايست.
"Whether you think you can or you can't either way you are right"
چه فکر کنید که میتوانید و چه نمیتوانید، در هر صورت حق با شماست!
Henry Ford
هنری فورد